تبلیغات
!*دانلود***خانه****رمان*!

!*دانلود***خانه****رمان*!
مثل شقایق زندگى كن:كوتاه اما زیبا،مثل پرستو كوچ كن:فصلى اما هدفمند،مثل پروانه بمیر:دردناك اما...عاشق 
نویسندگان
نظر سنجی
:: وبلاگ چطوره ؟؟؟؟






رمان ایرانی و عاشقانه قدیسه ی نجس | *kolaleh* کاربر انجمن نودهشتیا

رمان ایرانی و عاشقانه قدیسه ی نجس | *kolaleh* کاربر انجمن نودهشتیا نام کتاب : قدیسه ی نجس

رمان ایرانی و عاشقانه قدیسه ی نجس | *kolaleh* کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۱٫۳۵ مگا بایت

رمان ایرانی و عاشقانه قدیسه ی نجس | *kolaleh* کاربر انجمن نودهشتیا تعداد صفحات : ۱۵۰

رمان ایرانی و عاشقانه قدیسه ی نجس | *kolaleh* کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه داستان :

اینجا خبری از موهای طلایی و چشمای رنگی نیست… خبری از هیکل بی نقص و خبری از ویلای شمال و خبری از مامان بابای مهربون نیست… خیلی از عشقا دروغی ان… ولی ما هنوز عشق ناب داریم… عشقی که از خواهش تن بگذره… بازم دختر مون غش غشی نیست… خیلى قویه… خیلى مهربونه ولى خودشو سنگ دل نشون میده… بازم دختر قصه مون خیلی درد تو زندگی ش داره ولی بی خیاله… چون مجبوره… خیلی حرفا داره… بیشتر از من… بیشتر از تو… ولی به یه زبون دیگه میگه… به زبون بی خیالی… اما یه درد مشترک با من و تو داره… اونم از بدجنسی آدما بدش میاد…
به حرف مردم اهمیتی نمیده… دختر قصه مون با اینکه نمی خواد،اما یه اسم روشه… اسمی که زندگی شو عوض کرده… نمی خواد این جوری باشه… نمی خواد تن فروشی کنه… و این کارم نمی کنه… ولی این اسم روشه… دختر خراب… و یه اسم بدتر… که آزارش میده… که بهش می فهمونه نمی دونه پدر و مادرش کین… حروم زاده……


http://mihantheme.com/wp-content/themes/mihantheme/images/mihanblog.png


 

رمان ایرانی و عاشقانه قدیسه ی نجس | *kolaleh* کاربر انجمن نودهشتیا قالب کتاب : PDF

 




طبقه بندی: دانلود رمان برای رمان،
[ پنجشنبه 1 فروردین 1392 ] [ 12:08 ب.ظ ] [ pouriya omega3 ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

محبت مثل یک سکه میمونه که اگه بیفته
تو قلک قلب دیگه نمیشه درش اورد اگرم
بخوای درش بیاری باید اونو بشکنی
********************
خدایا من اگر بد کنم تورا بنده دیگر بسیار است
تو اگر با من مدارا نکنی مرا خدایی دیگر کجاست؟؟؟؟
********************
چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ،
مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش
********************
شاید آن روز كه سهراب نوشت :
تا شقایق هست زندگی باید كرد،
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت،
باید اینجور نوشت، هر گلی هم باشی،
چه شقایق چه گل پیچك و یاس،
زندگی اجبارست
********************
ای غم ، تو که هستی از کجا می آیی؟

هر دم به هوای دل ما می آیی

باز آی و قدم به روی چشمم بگذار

چون اشک به چشمم آشنا می آیی
********************
:romansarairan@yahoo.com
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
Untitled Document
دریافت کد خوش آمدگویی
style="font-size: 8pt; text-decoration:none">امارگیر حرفه ای سایت
فروش بک لینک طراحی سایت عکس