تبلیغات
!*دانلود***خانه****رمان*!

!*دانلود***خانه****رمان*!
مثل شقایق زندگى كن:كوتاه اما زیبا،مثل پرستو كوچ كن:فصلى اما هدفمند،مثل پروانه بمیر:دردناك اما...عاشق 
نویسندگان
نظر سنجی
:: وبلاگ چطوره ؟؟؟؟






رمان ایرانی و عاشقانه هلاک و هستی | نسرین قدیری نام کتاب : هلاک و هستی

رمان ایرانی و عاشقانه هلاک و هستی | نسرین قدیری نویسنده : نسرین قدیری

رمان ایرانی و عاشقانه هلاک و هستی | نسرین قدیری حجم کتاب : ۵٫۱۹  مگا بایت

رمان ایرانی و عاشقانه هلاک و هستی | نسرین قدیری تعداد صفحات : ۳۶۴

 

رمان ایرانی و عاشقانه هلاک و هستی | نسرین قدیری

 

رمان ایرانی و عاشقانه هلاک و هستی | نسرین قدیری قالب کتاب : PDF

رمان ایرانی و عاشقانه هلاک و هستی | نسرین قدیری پسورد : www.98ia.com

رمان ایرانی و عاشقانه هلاک و هستی | نسرین قدیری منبع : wWw.98iA.Com

رمان ایرانی و عاشقانه هلاک و هستی | نسرین قدیری با تشکر ا ز دوستان عزیز تایپیست نودهشتیا بابت تایپ این داستان زیبا .

رمان ایرانی و عاشقانه هلاک و هستی | نسرین قدیری خلاصه داستان :

فرهاد یک روز که بیرون از خانه بود دختری اسب سوار را می بیند و به او دل می بندد ، سن دخترک خیلی کمتر از او بوده و خانواده ها برای ازدواج آنها راضی نمیشدند فرهاد کم کم دل از منظر دختر کوچک خانواده می برد و وقتی او دیپلمش را گرفت با هم ازدواج میکنند و حاصل این ازدواج ۴ فرزند میشود که آخرین آنها دختری است به نام گیتی .
گیتی دختر جوان و زیبایی بود که چشم همه ی پسرهای فامیل به دنبالش بود وقتی گیتی دیپلم گرفت شروین و مهرداد برای خواستگاری پیش قدم شدند اما گیتی توجه خاصی نسبت به آنها نداشت . گیتی سال دوم دانشگاه بود که برادر کوچکش به ایران امد تا ازدواج کند ، در مراسم عروسی کامران گیتی با دوست او روزبه آشنا شد روزبه در همان دیدار عاشق گیتی شد و آن قدر به گیتی محبت کرد که او هم نسبت به او علاقه مند شد اما مشکل اصلی این بود که روزبه باید تا یک ماه دیگر به آمریکا برمیگشت ….





[ چهارشنبه 16 فروردین 1391 ] [ 07:52 ب.ظ ] [ pouriya omega3 ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

محبت مثل یک سکه میمونه که اگه بیفته
تو قلک قلب دیگه نمیشه درش اورد اگرم
بخوای درش بیاری باید اونو بشکنی
********************
خدایا من اگر بد کنم تورا بنده دیگر بسیار است
تو اگر با من مدارا نکنی مرا خدایی دیگر کجاست؟؟؟؟
********************
چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ،
مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش
********************
شاید آن روز كه سهراب نوشت :
تا شقایق هست زندگی باید كرد،
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت،
باید اینجور نوشت، هر گلی هم باشی،
چه شقایق چه گل پیچك و یاس،
زندگی اجبارست
********************
ای غم ، تو که هستی از کجا می آیی؟

هر دم به هوای دل ما می آیی

باز آی و قدم به روی چشمم بگذار

چون اشک به چشمم آشنا می آیی
********************
:romansarairan@yahoo.com
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
Untitled Document
دریافت کد خوش آمدگویی
style="font-size: 8pt; text-decoration:none">امارگیر حرفه ای سایت
فروش بک لینک طراحی سایت عکس